کد خبر : 7389
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۰ - ۲۰:۰۱

تکنیک های هدف گذاری: تکنیک های هدف گذاری

تکنیک های هدف گذاری: تکنیک های هدف گذاری

    آیا تا به حال احساس کرده اید که از صبح تا شب فقط کار می کنید اما به جایی نمی رسید؟ آنطور که باید و شاید از زندگی تان لذت نمی برید و تنها روزهای تان سپری می شود. وقتی به ۵ یا ۱۰ سال گذشته نگاه می کنید ممکن است پیشرفت کمی

به اشتراک بگذارید

 

 

آیا تا به حال احساس کرده اید که از صبح تا شب فقط کار می کنید اما به جایی نمی رسید؟ آنطور که باید و شاید از زندگی تان لذت نمی برید و تنها روزهای تان سپری می شود. وقتی به ۵ یا ۱۰ سال گذشته نگاه می کنید ممکن است پیشرفت کمی داشته باشید اما باز به خواسته های تان نرسیدید و زندگی که دوست دارید را نتوانسته اید برای خود بسازید.

یک دلیل مهم که شما را از زندگی که لایق تان هست، دور نگه داشته عدم آشنایی با تکنیک های هدف گذاری است.

در این مقاله می خواهم اصول صحیح تکنیک های هدف گذاری را آموزش دهم.

زندگی بدون هدف مثل آب برکه ای می ماند که یک جا مانده و هیچ حرکتی ندارد. هیچ پیشرفتی ندارد و به هیچ جا نمی رسد و بعد از مدتی هم بوی نامطبوعی می گیرد. شما باید مثل آب رودخانه همیشه جاری باشید و به مقصد اصلی دریا برسید تا در زندگی تان تغییر و تحول بزرگی روی دهد.

داشتن هدف به شما انگیزه و عشق به زندگی می دهد. این شور و اشتیاق در شما انرژی تولید می کند که برای رسیدن به خواسته هایتان چندین برابر تلاش کنید. اینگونه روز به روز شاهد پیشرفت و موفقیت خود خواهید بود.

اما اگر هدف گذاری را جدی نگیرید و در زندگی هدف نداشته باشید قطعا احساس پوچی و بیهودگی می کنید و زندگی برایتان بی معنی و روزها تکراری و یکنواخت خواهند بود.

آموزش هدف گذاری در زندگی

تعیین هدف برای داشتن یک زندگی شاد و موفق ضروری است. برخی از افراد درس می خوانند، شغلی دارند، ازدواج می کنند، حتی پول و درآمدشان هم خوب است اما باز هم احساس خوشبختی نمی کنند. علت این است که زندگی شان هدفمند نیست. شغلی دارند که علاقه ای به آن ندارند. در طول روز کارهایی انجام می دهند که مطابق میل شان نیست. همه این ها دست به دست هم داده تا از تک تک لحظات زندگی مان لذت نبریم.

به هر حال همه ما کم و بیش می دانیم که نداشتن هدف در زندگی چه عواقبی در پی دارد. از این رو باید به دنبال آموختن تکنیک های هدف گذاری باشیم و این موضوع را سرسری و پیش پا افتاده نبینیم.

تعیین هدف لازم است اما کافی نیست. باید نحوه انتخاب هدف و مسیر رسیدن به هدف را آموخت.

آموزش هدف گذاری در زندگی مقوله ای است که باید به طور جدی به آن نگاه کرد. کاری ساده و پیش پا افتاده نیست. وقتی آن را فرا بگیرید می توانید بر اساس استعداد، توانمندی های ذاتی و علایق خود هدف های تان را انتخاب کنید.

تکنیک های هدف گذاری ویژه ای وجود دارد که به ما کمک می کند درست و اصولی اهداف خود را در زندگی مشخص و به آنها دست یابیم.

لطفا در دام کم اصلاعی نیفتید. خیلی از افراد وقتی اطلاعاتی در مورد موضوعی پیدا می کنند فکر می کنند در آن زمینه حرفه ای و متخصص شده اند و دیگر نیازی به مشورت و مطالعه بیشتر ندارند. در مورد هدف گذاری هم همین است.

اگر قبلا مقالاتی خوانده اید و کم و بیش اطلاعاتی به دست آورده اید فکر نکنید برای هدف گذاری دیگر نیازی به مطالعه بیشتر و مشورت کردن، ندارید.

سرنوشت ما بسته به اهدافی است که انتخاب و دنبال می کنیم. هر تکنیک را باید اصولی بیاموزید و تمرین کنید تا در وجودتان نهادینه شود.

در ادامه به معرفی روش های صحیح هدف گذاری و اجرای آنها در زندگی می پردازیم.

هدف گذاری SMART

هدف گذاری smart یک روش و تکنیک فوق العاده است که در بین افراد موفق و هدفمند بسیار محبوب و پرطرفدار می باشد.

این روش احتمال رسیدن شما به هدف تان و موفقیت را افزایش می ‌دهد. همچنین کمک می کند ایده ‌های تان را اصلاح کنید، تلاش‌ های خود در راستای رسیدن به هدف تان متمرکز و بیشتر کنید و از زمان و امکاناتی که در اختیار دارید استفاده موثرتری داشته باشید.

بیایید با اجرای این تکنیک هدف گذاری شانس خود را برای دست یافتن به آنچه در زندگی می خواهید به طرز شگفت انگیزی افزایش دهید.

شاید برای تان سوال پیش آمده باشد هدف گذاری اسمارت smart چیست ؟ توسط چه کسی و از کجا به وجود آمده است؟

تاریخچه هدف گذاری اسمارت

در اواخر قرن نوزدهم، فیلسوف مشهور آمریکایی «آلبرت هوبارد» متوجه شد که بسیاری از افراد هر چه در زندگی شان تلاش می کنند اما باز شکست می خورند و موفق نمی شوند.

این شکست ها به دلیل بی استعدادی، باهوش نبودن، تنبلی و یا عدم توانایی آنها نبود. بلکه دلیل شکست عدم تمرکز و سازماندهی نکردن انرژی شان در مسیر هدف است.

مردم به تکنیکی نیاز داشتند بتوانند خواسته هایشان را دقیق و اصولی مشخص کنند تا انرژی شان را برای کارهای بیهوده و پراکنده هدر ندهند. همچنین در نهایت تلاش های شان منجر به موفقیتی بزرگ شود.

در سال ۱۹۸۱ برای اولین بار جورج تی دوران(George T. Doran) ، مشاور و مدیر سابق برنامه ریزی یک شرکت در واشنگتن روش جدیدی را معرفی کرد.

اقای دوران مقاله ای را با عنوان «یک روش هوشمندانه برای نوشتن اهداف مدیریتی وجود دارد» منتشر کرد. او در این مقاله هدف ‌گذاری SMART را که نگاه جدیدی به نحوه انتخاب هدف داشت، توضیح داد.

شاید خیال کنید روش هدف گذاری اسمارت یک روش عجیب و غریب است و یا قرار است برای انتخاب هدف و رسیدن به آن کارهای خارق العاده ای انجام دهید. نه! چنین چیزی نیست.

این مطلب را هم بخوانید
هدف گذاری چیست ؟

هدف گذاری SMART چیست

هدف گذاری SMART چیست

هدف گذاری SMART چیست ؟ کلمهSMART  از حروف اول ۵ کلمه دیگر تشکیل شده است که هر حرف به یک ویژگی اشاره دارد.

S : خاص و مشخص   (Specific)

M : قابل اندازه‌ گیری  (Measurable)

A : دستیافتنی  (Attainable)

R : مرتبط  (Relevant)

T : زمان ‌دار، محدود به زمان  (Timely)

آقای دوران با تحقیقاتی که انجام داد دریافت اگر هر هدف این ۵ ویژگی را داشته باشد، مردم می توانند توجه خود را روی خواسته هایشان متمرکز کنند و شانس موفقیت خود را بهبود ببخشند.

یک نکته: ممکن است در طول این سال ها مردم برخی کلمات اصلی Smart را با اصطلاحات مختلف و مشابه جایگزین کرده باشند. پس ویژگی های هدف صد در صد ثابت نیستند و با توجه به نیاز افراد می تواند کمی تغییر کنند.

همانطور که گفتیم بر طبق روش اسمارت هدفی مناسب است که مشخص و واضح، قابل اندازه‌گیری، قابل دستیافتنی، مرتبط و محدود به زمان باشد.

برای آشنایی بیشتر شما با تکنیک هدف گذاری اسمارت هر کدام را به طور مفصل و جداگانه توضیح می دهم. از امروز به بعد هر هدفی که برای خود انتخاب می کنید می بایست این ۵ ویژگی را داشته باشد.

Specific : هدف باید کاملا مشخص و شفاف باشد.

به این مثال توجه توجه کنید:

می خواهم پولدار شوم.

می خواهم درآمدم بیشتر شود.

می خواهم تا یک سال دیگر در آمدم از ۵ میلیون به ۱۰ میلیون افزایش پیدا کند.

به نظر شما کدامیک از این هدف ها ملموس و واضح است و دقیقا مشخص می کند نتیجه کار باید به چه صورت باشد؟

خب معلومه! هدف آخری.

اولین ویژگی هدف smart این است که دقیقا بدانید چه می خواهید. هیچ ابهامی نباید باشد.

به کلمه دقیقا خوب توجه کنید. شما باید دقیق و با جزئیات خواسته خود را مشخص کنید. در این صورت ذهن شما راحت تر می تواند روی کار و روند آن تمرکز کند.

وقتی هدف کاملا واضح باشد نحوه رسیدن به هدف نیز تا حد زیادی مشخص می شود.

برای این کار کافی است به این ۳ سوال پاسخ دهید:

  • دقیقاً به چه چیزی می ‌خواهم برسم؟
  • چگونه و با چه روشی می توانم این کار را انجام دهم؟
  • از چه کسی می توانم مشورت و کمک بگیرم؟

در مثال بالا «افزایش درآمد» را می خواهیم با این سوالات به صورت دقیق تر مشخص کنیم.

شما می خواهید تا سال آینده درآمدتان از ۵ میلیون به ۱۰ میلیون برسد. بنابراین باید به گونه ای کار کنید که هر ماه ۵ میلیون بیشتر درآمد داشته باشید.

برای افزایش درآمد چندین راه وجود دارد. شما می توانید کارتان را تغییر دهید، شغل دوم برگزینید، ساعات کاریتان را افزایش دهید و غیره. خودتان در حوزه کاری که دارید باید مشخص کنید چگونه می توانید درآمدتان را بیشتر کنید.

احتمالا در این راه با افراد باتجربه و متخصص که فکر می کنید می توانند به شما کمک کنند، مشورت کنید.

وقتی همه چیز روشن و شفاف باشد، ذهن تان از آشفتگی رها می شود و راحت تر می توانید برای هدف تان و رسیدن به آن برنامه ریزی کنید و پیش بروید.

موفقیت فردای شما در گرو اهداف واضح و مشخصی است که امروز انتخاب می کنید.

Measurable: هدف باید قابل اندازه‌گیری باشد.

هدف باید به گونه ای باشد که بتوان آن را اندازه گرفت. شما وقتی هدفی را شروع می کنید باید بدانید هر روز و هر لحظه در چه وضعیتی هستید، کجای کار هستید، چند درصد از آن عملی شده و چقدر تا پایان کار باقی مانده است.

دو هدف زیر را در نظر بگیرید کدام قابل اندازه گیری هستند؟

می خواهم لاغر کنم و خوش اندام شوم.

می خواهم تا ۶ ماه دیگر ۱۰ کیلو وزن کم کنم.

هدف دوم به راحتی قابل اندازه گیری است. چون می توانیم بسنجیم چند کیلو لاغر شدیم، چقدر تا ۱۰ کیلو باق مانده، چه مدت است که شروع کردیم و تا ۶ ماه چقدر وقت داریم.

وقتی هدف قابل اندازه گیری باشد می دانید چقدر از کار انجام شده و چه موفقیت هایی کسب کردید. اینها به شما انرژی می دهند که با انگیزه بیشتر به راهتان ادامه دهید.

Attainable: آیا هدف تان قابل دستیابی است؟

اگر هدف خیلی بزرگ و غیر قابل دستیابی باشد دیگر انگیزه ای برای شروع کار پیدا نمی کنید. چرا که احساس می کنید رسیدن به آن غیر ممکن است. اگر هم شروع کنید احتمال شکست زیاد می باشد.

البته به این معنا نیست که نمی توانید هدف های بزرگ برای خود برگزینید. شما باید حواستان باشد که هدف غیر معقول و بیش از حد بلند پروازانه نباشد.

مثلا دانش آموزی که تاکنون در درس نمره ۱۰ گرفته غیرمنطقی است که در مدت کوتاه مثلا یک ماهه بتواند نمره ۲۰ بگیرد. اما این دانش آموز اگر ابتدا هدفش نمره ۱۴ باشد و بعد ۱۸ و در آخر ۲۰، بسیار منطقی تر است و احتمال دستیابی به هدف هاش بیشتر می شود.

فروشنده ای که ماهانه ۴ میلیون فروش دارد، اگر هدفش این باشد که ماه دیگر فروشش ۳۰ میلیون شود غیر منطقی است. هدف او می تواند این باشد که تا ۶ ماه دیگر فروشش به میلیون برسد. این رقم معقول تر و احتمال رسیدن به آن بیشتر است.

هدف اگر بزرگ اما واقع بینانه باشد می توان آن را به هدف های کوچکتر تبدیل کرد و بعد یکی یکی برای هدف‌‌ های کوچکتر برنامه ‌‌ریزی کنید.

کوچک کردن هدف بزرگ به شما احساس آرامش می دهد و استرس، نگرانی و بی انگیزگی را از شما دور می کند. به جای اینکه روزی هزار بار هدف نهایی را ببینید و ناامید شوید، فقط به هدف کوچکتر که قرار است به آن برسید توچه می کنید.

به طور کلی هدف باید بزرگ باشه اما معقول و قابل دستیابی باشد.

Relevant: اهداف باید مناسب و مرتبط باشند.

هدف های شما باید با هم همخوانی داشته باشند. علاوه بر این می بایست اهداف منطبق با شخصیت، علایق، استعدادها و توانمندی های شما باشند.

اگر نمی دانید استعداد و توانایی ذاتی شما چیست؟ اگر هنوز به علایق خود شک دارید و نمی توانید بر اساس اینها هدف های خود را پیدا کنید پیشنهاد می کنم دوره « هدف گذاری به شیوه نابغه ها » را شرکت کنید. در این دوره بر اساس یک سری سوالات تخصصی می توانیم ویژگی های شخصیتی، استعدادهای نهفته و علایق خود را بشناسید.

این مطلب را هم بخوانید
چگونه علایق خود را بشناسیم – سفری از گذشته تا به امروز برای شناخت علایق خود – زیبا اندیشی

بعد بر اساس اطلاعات به دست آمده هدف های خود را مشخص کنید.

هنگام تعیین هدف باید به ۲ مورد توجه کنید:

مورد اول: هدف های بزرگ زندگی تان باید با هم مرتبط باشند و تقریبا در یک راستا باشند.

اگر شما مدیر یک شرکت هستید. شما می خواهید در کارتان موفق باشید، با کشورهای دنیا ارتباط بیشتری برقرار کنید، کارتان را گسترش و تعداد کارمندان خود را افزایش دهید. ای هدف خوب است و باید برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید.

اما فرض کنیم که شما می خواهید در رشته ورزشی شنا هم موفق باشید و مدال طلا بگیرید. این کار مثل این است که با یک دست بخواهید دو هنداونه بزرگ را دست بگیرید و سالم به مقصد برسانید. قطعا چند قدمی بیشتر بر نداشته اید که هر دو نقش بر زمین خواهد شد.

مورد دوم: هدف باید بر اساس شخصیت، روحیات و استعدادهای شما باشد.

اگر شما به کار آرایشگری هیچ علاقه ای ندارید و از همه مهم تر استعدادی هم ندارید هیچگاه نمی توانید به یک آرایشگر ماهر و مشهور تبدیل شوید. شاید بتوانید مکانی را تهیه کنید و کار آرایشگری را شروع کنید اما خیلی موفق نخواهید بود. چون پیشرفت زیادی در این کار نخواهید داشت و مشتریان شما محدود خواهد بود.

Timely: هدف باید مهلت و محدوده زمانی مشخصی داشته باشد.

من میخواهم یک کارگاه تولیدی پوشاک راه اندازی کنم.

من میخواهم تا یک سال دیگر تولید پوشاک راه اندازی کنم.

با دیدن این دو هدف در می بابید که مورد دوم یک بازه زمانی مشخص دارد. شما یکسال وقت دارید تا بتوانید کارهای مقدماتی راه اندازی کارگاه اعم از اجاره سوله، خرید چرخ های خیاطی، خرید اتو، استخدام خیاط و … را انجام دهید.

احتمالا می پرسید: «برای هر کار چقدر زمان بگذارم؟» زمانی که تعیین می ­‌کنید معقول باشد. بازه زمانی خیلی کم نباشد که دچار استرس و دلهره شوید و کار را سریع انجام دهید که کیفیت کار پایین بیاید. همچنین محدوده زمانی زیاد هم نباشد که دچار تنبلی و اهمال کاری شوید که مدام کارها رو پشت گوش بیندازید.

قانون پارکینسون می گوید: «هر کار به اندازه زمانی که به آن اختصاص داده می ‌شود، طول می‌ کشد یا به قولی کش می آید.»

اگر برای خواندن کتابی ۲ روز زمان کافی است اما برای آن یک هفته وقت بگذاریم بر کیفیت کار هیچ تاثیری ندارد. تنها انجام آن را به تعویق می اندازیم و مدام به خود می گوییم: «حالا وقت داریم، باشه بعدا میخونم.»

اگر می خواهید یک هدف گذاری درست داشته باشید وقتی هدفی را برای خود انتخاب می کنید حتما به طور تقریبی تعیین کنید که چه زمانی می توانید نتیجه بگیرید. اگر محدوده زمانی مشخص نکنیم، انگیزه ای هم برای شروع کار پیدا نخواهیم کرد و با خودمان می گوییم: «یه روزی انجامش میدم و این یه روزی تا ابد ادامه پیدا میکنه.»

امیدوارم هدف گذاری اسمارت smart را به خوبی فرا گرفته باشید حالا سراغ تکنیک های هدف گذاری دیگر می رویم.

هدف گذاری برایان تریسی

برایان تریسی سخنران انگیزشی، نویسنده، کارآفرین و نظریه پرداز ایده های هدف گذاری کتاب های زیادی را در زمینه بهبود فردی از جمله اصول هدف گذاری برایان تریسی ارائه داده است.

هدف گذاری برایان تریسی به ما کمک می کند تا زندگی خود را برای رسیدن به اهدافی که بیشتر آرزو داریم طراحی کنیم.

او شما را با یک فرایند ۱۲ مرحله ای هدایت می کند که این امکان را فراهم می کند در هر چیزی که می خواهید بدست آورید، عالی باشید. به نظر من این روند بسیار جالب و کاربردی است و از شما می خواهم برای رسیدن به هدف هایتان از تکنیک برایان تریسی استفاده کنید.

۱۲ مرحله هدف گذاری برایان تریسی

چگونه می توان در ۱۲ قدم توسط برایان تریسی به اهداف خود رسید؟

دقیقا مشخص کنید چه می خواهید.

آنچه که واقعاً آرزو می کنید چیست؟ چه چیزی شما را هیجان زده می کند و موجب می شود صبح ها با اشتیاق به آن بیدار شوید و شب ها شما را بیدار نگه می دارد؟

در این زمان به دلتان رجوع کنید و به حرف قلب خود گوش دهید. ببینید دوست دارید چه کارهایی در زندگیتان انجام دهید. دوست دارید چه چیزهایی را به دست آورید و به کجاها برسید؟

هدف باید واضح و مشخص و در عین حال دستیافتنی باشد. شما با اجرای مرحله اول هدف گذاری برایان تریسی از ۸۰ تا ۹۰ درصد جامعه جدا شدید.

به هدف خود ایمان داشته باشید.

باید کاملاً باور داشته باشید که می توانید به هدف خود برسید. شما از افرادی که در کارشان موفق بوده اند چه چیزی کم دارید؟ وقتی آنها توانسته اند شما هم می توانید فقط باید به هدف تان ایمان داشته باشید و مطمئن باشید به آن می رسید.

اگر باشک و تردید به سمت هدف تان بروید و آن را شروع کنید، مطمئناً یک اتفاق می افتد و این است که شکست خواهید خورد.

یک موضوعی به نام پیشگویی « خودکفا » وجود دارد. پیشگویی خودکفا یعنی آنچه انتظار دارید، سرانجام در واقعیت خود را نشان می دهد.

اگر واقعاً هدف تان را باور دارید و اعتقاد دارید که می توانید این کار را انجام دهید و موفق شوید، همه امکاناتی که برای تحقق آن لازم است را فراهم کنید. یک برنامه ریزی خوب داشته باشید، با افراد متخصص مشورت کنید و با انگیزه و شهامت بیشتری به تعقیب رویاهای خود بپردازید.

البته همیشه داشتن چنین ایمان و باوری آسان نیست. چرا که ممکن است در طول انجام کار شکست بخوریم و از ترس اینکه دوباره شکست بخوریم و به خواسته مان نرسیم، نسبت به هدف مان دلسرد می شویم.

بنابراین چه کاری میتوان انجام داد و چگونه به خودمان کمک کنیم تا باور کنیم که می توانیم به اهداف خود برسیم؟

ابتدا هدف خود را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید. وقتی هدف های کوچکتری را برای خود تعیین می کنید، می توانید خیلی زود هر مرحله را پشت سر بگذارید، موفقیت های کوچک خود را ببینید و لذت ببرید.

این مطلب را هم بخوانید
۳ راز مهم که برای رسیدن به هدف باید آن را عملی کنید.

بدترین کاری که می توانید انجام دهید این است که هدف خود را خیلی بزرگ و دست نیافتنی تعیین کنید. اینگونه خود را مجبور به شکست می کنید. وقتی نتوانید از پس خواسته تان برآیید و به آن نرسید، پیش خود فکر کنید که از قدرت کافی برخوردار نیستید.

بنابراین از ابتدا یک هدف بزرگ اما دست یافتنی برای خود تعیین کنید. دوم اینکه هدف بزرگ خود را به چندین هدف کوچک تبدیل کنید و شروع کنید.

هدف خود را یادداشت کنید.

در نوشتن جادویی وجود دارد. اگر باور نداریدحتماً امتحان کنید.

روانشناسان ثابت کرده اند که ما نسبت به آنچه می نویسیم متعهدتر می شویم. بنابراین اهداف خود را یادداشت کنید.

برایان تریسی برای نوشتن اهداف خود پیشنهاد می کند: در نوشتن جملات از فعل مثبت و من شخصی استفاده کنید.

این بدان معناست که اگر هدف شما یادگیری برنامه نویسی اندروید تا پایان سال است، باید بنویسید: «من تا پایان امسال برنامه نویسی اندورید رو بلدم.»

به این نکته مهم توجه کنید که حتما افعال شما مثبت باشید و آنچه می خواهید را بنویسید، نه آنچه نمی خواهید.

به این دو جمله نگاه کنید:

« من نمی خواهم چاق باشم. »

« من می خواهم لاغر باشم و تا ۶ ماه دیگر ۱۰ کیلو وزن کم کنم.»

قطعا نوشتن جمله دوم و قرار دادن آن در مکان های مختلف منزل تان ( داخل کیف پول، چسباندن روی میز، روی در اتاق، روی در یخچال و … ) شما برای رژیم گرفتن، ورزش کردن و خوش اندامی ترغیب خواهد کرد.

نقطه شروع خود را تحلیل کنید.

شما می دانید که می خواهید به کجا برسید و چه چیزی را به دست آورید. این یعنی مقصد مشخص و واضح است.

حال باید نقطه مبدا را مشخص کنید. شرایط حال حاضر خود را تجزیه و تحلیل کنید.

اگر هدف شما این است که وزن تان ۶۰ کیلو شود باید وزن فعلی خود را بدانید. باید بدانید که چقدر باید وزن کم کنید و بر اساس آن برنامه ریزی کنید.

اگر می خواهید یک کارگاه تولیدی راه اندازی کنید باید بررسی کنید برای شروع چه دارید: مثلا ۱۰۰ میلیون سرمایه دارید و می توانید یک وام هم بگیرید.

با خودتان صادق باشید و یک تحلیل کامل از شرایط فعلی خود داشته باشید.

مشخص کنید که چرا می خواهید به هدف تان برسید.

دانستن اینکه چرا می خواهید به هدفی خاص دست پیدا کنید به شما کمک می کند تا در لحظات سختی و تردید بر روی آن متمرکز شوید.

معمولاً وقتی کار روی یک پروژه جدید را شروع می کنیم، بسیار هیجان زده و فوق العاده با انگیزه هستیم. اما این احساسات برای همیشه دوام ندارند. آنها معمولاً می آیند و می روند. بنابراین باید به دنبال راهکارهایی برای تقویت انگیزه در طول مسیر رسیدن به هدف بود.

کمی وقت بگذارید حداقل  ۵ دلیل که می خواهید به هدف خود برسید را یادداشت کنید. این کاغذ را در جایی نگه دارید که در دسترس تان باشد و هر موقع خسته و بی انگیزه شدید به آن نگاهی بیندازید.

فرض کنید می خواهید یک کارگاه تولید پلاستیک نایلون را راه اندازی کنید. در مسیر به مشکلات و موانعی برخورد می کنید که گاهی دلسرد می شوید و می خواهید بی خیال این هدف شوید.

اما چیزی که می تواند شما را نجات دهد فکر کردن به این است که برای چه این هدف را انتخاب کردم؟ بعد از راه اندازی این کارگاه به چه چیزهایی می رسم؟ جایگاه من چگونه خواهد بود؟ روابط من و نظر دیگران نسبت به من به چه صورت خواهد بود؟

یک لیست کوچک تهیه کنید و حداقل ۵ تا از دلایل خود برای انتخاب این هدف را بنویسید.

در مورد هدف راه اندازی کارگاه تولید نایلون می تواند دلایل شما این چنین باشد:

«درآمد من ماهانه … میلیون خواهد بود.

همه مرا آقای رئیس صدا می زنند.

به دوستان و فامیل ثابت خواهد شد که من زرنگ هستم و از عهده این کار به خوبی برآمدم

چندین نفر را استخدام می کنم و می توانم سهمی کوچک در حل بحران بیکاری داشته باشم.

می توانم با صادرات کار و تجارت خود را گسترش دهم.»

برای هدف خود مهلت تعیین کنید.

تعیین مهلت و بازه زمانی برای اهداف خود یکی از اصلی ترین قوانین برای دستیابی به آنها است.

بازه زمانی از ۲ طریق به شما کمک می کند:

اول اینکه به شما امکان می دهد برنامه ریزی کنید. شما با تصمیم گیری در مورد اینکه چه زمانی می خواهید به هدف خود برسید شروع به برنامه ریزی می کنید. به این ترتیب شما خواهید فهمید که هر ماه، هر هفته و هر روز چقدر باید برای رسیدن به هدف خود کار کنید.

دوم این یک فشار را اضافه می کند .انسان ذاتاً تنبل است. تعیین ضرب الاجل ، فشاری را به ما وارد می کند که ما را تحریک و به کار وا می دارد.

به کارهایی فکر کنید که در طول دوران تحصیلی مدرسه و دانشگاه خود مجبور به آن بودید. اگر معلم و یا استاد از شما بخواهید برای هفته آینده کاری را آماده کنید آیا آن را به تعویق و پشت گوش می اندازید؟

می بایست قبل از شروع کار برای هدف اصلی و بزرگ خود و همچنین هدف های کوچکتر تقسیم شده مهلتی را تعیین کرد.

تعیین مهلت و محدوه زمانی یکی از تکنیک های هدف گذاری است که به ما کمک می کند به خواسته مان برسیم اما تضمین کننده موفقیت نیست.

به اشتراک بگذارید
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.